.:: 100 ساله باشی و برقرار ::.
میان تمام واژه های غریب و آشنایی که یک ماه و اندی ست لبریزند از تجربه و از آموختنی هایی که حس ظریف آگاهی را برایم القا می کنند، شاید اندکی غریب باشد؛ راضی کردن این قلم رنگ پریده تا در انبوهی کلمات سر براه،در بستر زمانی بنشیند که گاه یادآورشیرین ترین خاطرات گذشته ام می شود ...
و غریب تر
نگارش واژه هایی که قرار است به رسم ادب، نقش دست خداحافظی را بر قامت بلند کلماتم ترسیم کند.
می خواهم این جمله را آهسته بگویم تا کسی از این رفتن، ... نباشد.
و این آخرین حروف که به کلمات تبدیل می شود قبل از رفتن تقدیم تو باد .
...
کدام سوی این بی نشانی ها نشانی تو بود.
تو که در باران ها دست مرا گرفتی
ومن که در فصل کسالت به تو روی آوردم
فانوسی برایم آوردی، سراسر نور. و دستانی لبریز از آسمان نیلی.نردبانی از گذشت و ریسمانی از محبت.و من ،پله پله بالا رفتم تا به بی نهایت تو برسم .
وحالا من برایت:
دنیایی از رنگ می خواهم.كوزه ای می خواهم كه در آن ستاره هایت را پنهان سازی.
من، نسیمی می خواهم كه دلتنگی هایت را با خود ببرد.قلكی می خواهم كه در آن صبح ها خورشید را و شبها، ماه را به میهمانی اقاقیها دعوت كنی.
....
این روزهایی که با هم بودیم...
در خاطرات هم جاری شدیم
از گذر لحظه ها گذشتیم
و به سوی هم روان شدیم
دوریت بی تابم می کرد
چشمانم به یادت همیشه میهمان اشک بود و دستانم میزبان حسرت
کودکانه نوازشهایت را پرستش می کردم
" هیچ وقت نخواهم خواست تنهاییت را "
کلامت در زمان جاری باد.
تو که در وسعت شب حجم مرا می دانی
به تو ایمان دارم .
--+-- از این بعد مرا اینجا بخوانید --+--

پینوشت مخصوص :
و من همچنان زاد روز بودنت را به خودم تبریگ میگویم....
از راه دور با وجود همه فاصله ها برایت بهترین آرزوها را دارم ... شادی ..سلامتی.. خوشبختی و موفقیت...!!!

یادش بخیر سالهای قبل این دقایق...به گمانم همیشه اول بودم...!!!
امروز هم به همان رسم دیرینه وفا میکنم... امیدوارم اولین بوده باشم...!!!
پینوشت :
آهنگ وب رو هم تقدیم میکنم به خود ـ خود ـ خودت ... باورش کن!!!
همین!!!
همه حرفای منه!!!
پینوشت:
برایتان بهترینها رو آرزو میکنم
باقی بقایتان
سیما / ۷ تیر ۱۳۸۸
--+-- این وبلاگ دیگر هرگز آپ نخواهد شد --+--
